بابابزرگ پیر الهی هیچوقت نمیره
عینک داره با عصا قصه می گه با ادا
خوشحال مثل بنده با ریش سفید می خنده
نمی تونه بره کار خدایا بابا رو نگهدار
بابا خوب و ملوس می گه مرا تو ببوس
وقتی اورا بوس می کنم خودم و براش لوس می کنم
دست می کنه تو سینی به من میده شیرینی
الهی بابا نمیره هر چند که خیلی پیره

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢٤