لالاصحرا پر از رنگه

دهان چشمه ها تنگه
نگاه آسمون صافه
دل کوهها پر از سنگه

لالاکه چشم تو نازه
دهان درّه ها بازه
ببین از خستگی انگار
کشیدن باز خمیازه

لالا شب توی باغ اومد
باهاش صد تا چراغ اومد
حریر خواب هم کم کم
به روی چشم زاغ اومد

ستاره می زنه سوسو
می خوابه بچه ی راسو
می خوابن کفشدوزکها
می خوابه موشی ترسو

لالا کن درّه می خوابه
کنارش برّه می خوابه
گل من شب پره پیشت
می آد یک ذرّه می خوابه

لالا کن شیر می خوابه
گوزن پیر می خوابه
میون درّه ی ساکت
گل انجیر می خوابه

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢٤