شعری از فریبرز لرستانی «آشنا»:



ماهی گلی

یه ماهی کوچیک دارم / میون حوض خونهمون
برای اون من میبرم / همیشه خردههای نون
میگم: اینم غذای تو / دوست منی ماهی گُلی
توی تمام ماهیا / تو خیلی ناز و خوشگلی
ماهی گُلی با خوشحالی / چرخ میزنه میون آب
میخنده و با خندههاش / رو آب میشه پُر از حُباب



   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢٤