عاطفه، پاسخ فرد به نیاز درونی یا محرک بیرونی است که با علام
فیزیولوژیکی نظیرافزایش ناگهانی ضربان قلب، انقباض عضلات، بالا رفتن فشار خون و
افزایش ترشح هورمون آدرنالین همراه است. قدرت درک و وضع جسمانی کودک در بروز عواطف
موثر است. عواطف کودک در دو سال اول زندگی به علت محدود بودن تجارب متعدد و متنوع
نیست و با افزایش سن وتجربه پاسخهای عاطفی او متنوع ومشخص و قابل فهم  می شو د.

حالات عاطفی کودکان را باید در واکنشهای آنان جستجو کرد. در چهار تا ده
ماهگی ترس از    اشیاء ناآشنا بروز می کند. کودکان در سال اول زندگی به علام خشم و
خوشحالی دیگران پاسخ می دهند. چنانچه کودک به فردی دلبستگی شدید پیدا کند در صورت
جدا شدن از او مدت طولانی دچار افسردگی می گردد.

کودک در هجده ماهگی درحالت عدم تعادل  به سر می برد و خیلی زود تحریک و
عصبانی می شود. در دو سالگی تعادل روانی مطلوبی دارد و در همه زمینه ها آرامترو با
ثبات تر از قبل است و دوست دارد دیگران را، از خود راضی کند. موارد عاطفی مشترکی
نظیرترس، خشم، پرخاشگری و محبت کم و بیش در همه کودکان مشاهده می شود.

رابطه بین کودک و مادرو نیز کسانی که از او مراقبت می کنند و رشد عواطف
او اهمیت بسیاردارد بتدریج که کودک بزرگتر می شود پیوند عاطفی خود را با والدین و
اطرافیان نزدیک حفظ کرده، در نتیجه با رفتارها و ارزشهای والدین و مورد علاقه خود
همانند سازی می کند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٢۸